و بالاخره سهمیهبندی اینترنتم تمام شد . هیچوقت فکر نمیکردم روزی اینترنت مهمترین دغدقهی زندگیم بشه و به خاطرش شب یواشکی زیر پتو گریه کنم . الانم حالم زیاد خوش نیست . دلم می خواد به حال خودم زار بزنم و شیون راه بندازم . آخه توی این تعطیلی اجباری من بشینم به قیافهی مادرم نگاه کنم ؟ با دیال آپ هم اگه بخوام کانکت بشم باید بزارم یه موقعی که کسی خونه نباشه و مزاحمم نشه تا قاچاقی برم توی اینترنت . خدایا این چه زندگیه که برای من ساختی ؟ ازدستت ناراحتم . خیلی . نه تفریحی نه گردشی نه آزادیای .. ای خدا .. صدام رو میشنوی ؟









