از وبلاگ قبلیم :
ضد حال يعني گوشدادن به آهنگ umbrella اونم از صبح تا شب
ضد حال يعني كميلي در نقش قنبرعلي
ضد حال يعني كلاس عربي با خانم ص
ضد حال يعني در حالا چتيدن با عشقت مامان بياد
ضد حال يعني در حال دانلود يه بازي شطرنج خفن اونم تو دقيقه ي 82 ديسي بشي
ضد حال يعني voanews
ضد حال يعني دو هفته از عشقت بيخبر باشي
ضد حال يعني نازگل
ضد حال يعني افطاري كله پاچه باشه
ضد حال يعني در حال غذا خوردن توي غذات ناخون پيدا كني
ضد حال يعني ماكزيموم كلاس ش باشه
ضد حال يعني پيرزنه از روي صندلي اتوبوس بلندت كنه
ضد حال يعني پسري كه تازه پشت لبش سبز شده ميخواد بهت شماره بده
ضد حال يعني آخر هفتهات به خاطر 3 تا امتحان خراب بشه
ضد حال يعني بعد از 8 ساعت خسته و خورد از مدرسه بياي و ناهار نداشته باشين
ضد حال يعني آقاي و
ضد حال يعني زندگي بدون ويولون
ضد حال يعني سهميهبندي اينترنت
ضد حال يعني 4 ساعت بازرگاني
ضد حال يعني توي سرما بعد از خوندن دعاي روز شنبه و دعاي فرج امام زمان و دعاي كميل بري كلاس
ضد حال يعني همه رو برق بگيره ما رو كبريت سوخته









