انرژی نادیده
می 16, 2008 با نیکولو پاگانینی
از جملهی اون فکرايی که تا يه مدتی توی ذهنم میمونه و دستبردار هم نيست ، فکر يه اختراع درست و حسابی هست که اگه میشد چی میشد . هر روز و هر روز وقتی که بعد از ظهر میشه و آفتاب به اوج خودش میرسه ، اين فکر میياد گوشهی ذهنم میشينه و منم میرم توی فکر و خيال و خودم رو روی سن برای اهدای جايزه میبينم و من نشستم روی صندلیای داغ و دارن باهام مصاحبه میکنن و خانوادهم بهم افتخار میکنن و تو خيابون ازم امضا میگيرن و …
حالا براتون بگم از اين نقشهای که توی سرم دارم … ببينين من هميشه اعتقاد داشتم که وقتی خدا يه چيزی رو از آدم میگيره عوضش يه چيز باارزشتر بهش میده و ما بهجای اينکه از اون چيز باارزشتر استفاده کنيم ، نشستهايم و غر میزنيم که چرا خدا به ما کم داده و از اين حرفها . در حالیکه اگه يه کم افق ديدمون رو بازتر کنيم و کمی از فکرمون استفاده کنيم ، میبينيم که در ازای همين يه ريزه فکر میتونيم خيلی بهتر از بقيه میتونیم زندگیمون رو بگذرونيم . خود دانشمندان هم میگن که تفاوت انسانهای معمولی و نابغهها ، اینه که نابغهها فقط ٪ ۵ بیشتر از مغزشون استفاده میکنن . اين چيزي هست که بارها به خود من ثابت شده .
خب … بهتره ديگه برم سر اصل مطلب و اين چيزی که میخوام اختراعش کنم … ببینید ما هميشه آرزوی زندگی در جای خنک و با آب و هوای متعادلی رو داريم و همونطور هم که میبينيد جمعيت مردمی که در شمال کشور زندگی میکنن ، خيلی بيشتر از جمعيت مردمی است که در جنوب هستن . خب ما نتيجه ميگيريم که خدا يه چيزی به نام آب و هوای خوب رو آماده و حاظر به اونا داده و دارن ازش استفاده میکنن . ولی مردمی که در جنوب هستن آب و هواشون به اين خوبیها نيست و در واقع برمیگرديم به اون جملهی معروف که خدا هرکس رو بيشتر دوست داره امتحان سختتری ازش میگيره . يعنی ما در ظاهر وضعمون خوب نيست ولی با کمی تفکر میفهميم که خدا چيز بسيار باارزشتری به ما داده که اسمش خورشيده . کم انرژیای نيست و ازش خيلی استفادهها میشه کرد . ما میتونيم برای خنککردن خودمون از همين خورشيد استفاده کنيم . اونم با تبديل انرژی . اگه اين کار رو کنيم میفهميم که مقداری انرژی هم برامون اضاف میياد . چون اگر به اندازهی اين مقدار گرما ما سرما داشتيم ، يخ میزديم . پس مقداری انرژی برامون اضاف میياد که باز هم با تبديل انرژی میتونيم به انرژیهای مختلفی تبديلش کنيم . مثل استفاده ازش در سوخت خودروها ، سوخت کشتیها ، استفاده ازش در آبگرمکنهای خورشيدی و خيلی چيزای ديگه .
خب اينم از فکری بود مال موقعهايی که دارم از گرما آتش میگيرم و وقتی خونه میيام بدون انجام هيچکاری چنان خستهام که دوست دارم بازم بخوابم ولی مجبورم به حمام برم . من تا همينجای اين کار رو تونستم فکر کنم ، بقيشو هر کی عملی کرد بياد يه پورسانتی هم به من بده .
من کاری به این چیزی ندام خورشید گرما و اینا
ولی میدونم اگه شمال زندگی میکردم که همش ابره و این حرفا میبردم
میدونی که ما ابادانیها زنده هستیم به عینک ریبن زدن .÷س خورشید خوبه گرما خوبه زیر کولر گازی خوابیدن محشره و….
قربونه اون فکرات برم من