حس غریبه … یه لحظهی تند و زودگذر … مثل وقتی که مینشستی آهنگ میساختی و دوست نداشتی برای کسی بزنیشون … مثل وقتی که اشک توی چشمهات جمع شده بود و سرت رو برگردوندی تا نبینتت .. مثل اون موقعها بود که نخونده میرفتی سر جلسه و با نمرهی کامل برمیگشتی … مثل اون موقعها که تازه فوت و فن تقلب رو یاد گرفته بودی … تجربهی غریب و شیرینی بود … حیف که خیلی زود مزهش از زیر زبونت میره … هر چی مینویسی دوباره میرسی سر خط .
نمیدونم خوندن اینها برای کسی جالبه یا نه . شاید هم خیلی آبدوغخیاری مینویسم .










خودت میفهمی که چقدر راسته و چقدر از یاد اوریشون واسه خودت لذت بردی یا عذاب کشیدی.
ولی حسای غریب خیلی زود گذر هستند
سلام دوست من.
به وردپرس خوش اومدین.
سلام .

خوب هستین ؟
تازه وبلاگ شما رو خوندم .
مطالبش جالبن ، هر چند بیشتر جنبه شخصی داره ولی نکات ریز و جالبی داره .
خوشحال میشم به وبلاگ من سر بزنین .
وبلاگ من هم بیشتر حالت شخصی داره ولی به هر حال خوشحال میشم سر بزنین . اگه موافق بودین با اینکه شما رو لینک کنم خبرم کنین .
تست
سلام .
وبلاگ جالبی دارین ، هر چند بیشتر جنبه شخصی داره ولی نکات ریز جالبی داخلش دیده میشه .
خوشحال میشم به وبلاگ من هم سر بزنین ، مال من هم بیشتر شخصیه ولی هر کسی بیاد داخلش قدمش روی چشم ماست .
اگه با لینک کردن هم موافق بودین خبرم کنین .
موفق باشید .
cl2k