من خوبم و زندگی همچنان تخیلی میگذره . البته دروغ نگم کمی ناراحتم . من خواستم آقای و. نیکولو پاگانینی رو سرچ کنه و به اینجا برسه ولی ظاهرا یکی دیگه سرچ کرده و اینجا رو پیدا کرده که من اصلا دوست نداشتم یه روزی به وبلاگم بیاد . آخه ایشون مقادیری بیجنبه تشریف دارن . میدونید ، من خیلی دوستش دارم ولی اصلا دوستش ندارم ! نمیدونم چهجوری بگم . بیشتر به خاطر همین بیجنبگیشونه که اعتبارشو پیشم دست داده . بعضی اوقات هم به شدت سگ هستند . یعنی تقریبا هفت روز هفته . البته اینجوریها هم که میگم هیولا نیست . یه سری صفات خوبی هم داره . مثلا یههو مهربون میشه و میگه نیکولو جون چی دوست داری برات بخرم ؟ که این از عجایب هشتگانه به شمار مییاد . یا مثلا کارهای گوشیم رو راس و ریس میکنه . یا مثلا یه مدت هر روز تختمو مرتب میکرد . خلاصه بزنم به تخته نکات خوبی هم درش پیدا میشه . میخواستم یه طومار ازش بنویسم تا همه باهاش آشنا بشین . اما حالا که داره این صفحه رو میخونه ، انگیزهشو از دست دادم . غریبه نیست ، میشناسینش . یکی از اعضای خانوادهی منه به نام قلی !










همین سرچها و ÷یدا کردناست که ادم رو از نت و وبلاگ فراری میکنه دیگه
درستش کردم
سلام .
خسته نباشید .
نظر رو که خوندم داخل بلاگ 20 دقیقه داشتم میخندیدم :))
اول فکر کردم اصفهان هستین ، ولی خوب دیدم از شی… هستید .
بابت کامنت هم ممنون .
موفق باشید .
بازم سر بزنین .