به هر حال هر يك از ما در زندگي به نوعي گرفتار اين قرار هاي ملاقات هستيم. سوال اينجاست كه چگونه مي توانيم پيروز ميدان باشيم؟ آيا بايد خوبي هايمان را در حد مبالغه بالا ببريم و يا صرفا حقيقت را باز گو كنيم؟ چه چيزهايي برنده و بازنده را مشخص مي كنند؟ در اين [...]
Archive for جولای, 2008
30 نكته براي پيروزي در قرارهاي ملاقات عاشقانه با مردان
Posted in روز نوشتهها on جولای 30, 2008 | No Comments »
یه قصهی قدیمی .. یه قصهگوی خسته …
Posted in روز نوشتهها on جولای 26, 2008 | No Comments »
انقدر منو به ذوق و شوق از خودت واداشتی که دیگه خودم رو هم دارم فراموش میکنم . انقدر روزهام از فکر کردن به تو پر شده که چرخهی زندگی بدجوری از کار افتاده .. بدجوری . و هر وقت میپرسی که به منم فکر میکنی ؟ جواب میدم نه زیاد . نمیدونم چرا . [...]
Posted in روز نوشتهها on جولای 8, 2008 | 13 Comments »
این روزها 3 چند تا تصویر توی ذهنم مثل فیلم تکرار میشه .
اولی تصویر یه دختربچه است . توی بازار شاهچراغ کنار خانمی که احتمالا مادرش بود روی زمین نشسته بود . مادرش زیره میفروخت و کنار چند نفر دیگه که اونا هم دستفروشی میکردن بودن . مامانم نزدیک خانمه شد . خانمه یه کم [...]
Posted in روز نوشتهها on جولای 1, 2008 | 10 Comments »
واقعا که عجب موجود نکبتیه کارنامه . الان توی کونم دارن سمفونی بتهوون میزنن .
فردا باید برم کارنامه بگیرم .
و دیگر هیچ .









