Feed on
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for جولای, 2008

به هر حال هر يك از ما در زندگي به نوعي گرفتار اين قرار هاي ملاقات هستيم. سوال اينجاست كه چگونه مي توانيم پيروز ميدان باشيم؟ آيا بايد خوبي هايمان را در حد مبالغه بالا ببريم و يا صرفا حقيقت را باز گو كنيم؟ چه چيزهايي برنده و بازنده را مشخص مي كنند؟ در اين [...]

Read Full Post »

انقدر منو به ذوق و شوق از خودت واداشتی که دیگه خودم رو هم دارم فراموش می‌کنم . انقدر روزهام از فکر کردن به تو پر شده که چرخه‌ی زندگی بدجوری از کار افتاده .. بدجوری . و هر وقت می‌پرسی که به منم فکر میکنی ؟ جواب می‌دم نه زیاد . نمی‌دونم چرا . [...]

Read Full Post »

این روزها 3 چند تا تصویر توی ذهنم مثل فیلم تکرار می‌شه .
اولی تصویر یه دختربچه است . توی بازار شاهچراغ کنار خانمی که احتمالا مادرش بود روی زمین نشسته بود . مادرش زیره می‌فروخت و کنار چند نفر دیگه که اونا هم دست‌فروشی می‌کردن بودن . مامانم نزدیک خانمه شد . خانمه یه کم [...]

Read Full Post »

واقعا که عجب موجود نکبتیه کارنامه .  الان توی کونم دارن سمفونی بتهوون می‌زنن .
فردا باید برم کارنامه بگیرم .
و دیگر هیچ .

Read Full Post »