من خوبم و زندگی همچنان تخیلی میگذره . البته دروغ نگم کمی ناراحتم . من خواستم آقای و. نیکولو پاگانینی رو سرچ کنه و به اینجا برسه ولی ظاهرا یکی دیگه سرچ کرده و اینجا رو پیدا کرده که من اصلا دوست نداشتم یه روزی به وبلاگم بیاد . آخه ایشون مقادیری بیجنبه تشریف دارن [...]
Archive for the ‘روز نوشتهها’ Category
حرفهایی از سر بیدردی
Posted in روز نوشتهها, قلینوشتهها on ژوئن 3, 2008 | 3 Comments »
ویولونهای باد کرده
Posted in روز نوشتهها on می 29, 2008 | 11 Comments »
سلام
میدونم که اینجا رو نمیخونی . هیچ وبلاگی رو نمیخونی .
دیشب دوباره وقتی از پیشت رفتم احساس راحتی میکردم . احساس خالی شدن میکردم .
چرا باید بعد از 4 سال هنوز خوابت رو ببینم ؟ چرا وقتی مییام پیشت دست و پام شل میشه ؟
نمیدونم ، الان کجایی ؟ سالمی ؟ بدون ما خوش میگذره [...]
…
Posted in روز نوشتهها on می 27, 2008 | 3 Comments »
وقتی که بیشتر درس بخونی بیشتر هم استرس داری و نتیجهش هم این میشه که در مسیر مدرسه یکهو به خودت مییای و میبینی که به جای تاکسی سوار مرسی شدی .
.
.
.
نتیجه اخلاقی : کمتر درس بخونید تا از بروز مشکلات بعدی آن جلوگیری شود .
بدون شرح !
Posted in روز نوشتهها on می 11, 2008 | 2 Comments »
حالت تهوع و اسهال و تب شديد داری .
۴ قطره آب هم که میخوری بالا میياري .
دکتر وقتی خوب همه جای دستت رو سوراخ میکنه برمیگرده بهت میگه جالبهها اصلا رگ نداری !
مجبور میشی سرم رو بخوری .
صبح اول صبح جای صبحانه یه مشت قرص خوردی و آمپول زدی .
وقتی هم که هیچ درد و [...]
بازی
Posted in روز نوشتهها on آوریل 30, 2008 | 4 Comments »
از طرف مونا جونم به یه بازی وبلاگی دعوت شدم . قوانین بازی اینطوریه :
یک عبارت شش کلمه ای را در وبلاگ خودتون پست کنید.
به کسی که شما رو دعوت کرده در این پست لینک بدید.
پنج وبلاگ دیگر رو به بازی دعوت کنید.
و برای وبلاگهای دعوتشده دعوتنامه بفرستید.
به نظرم بازی بیمزهای هست ولی به خاطر [...]
دیشب …
Posted in روز نوشتهها on آوریل 29, 2008 | 2 Comments »
دیشب شب خوبی بود . خوش گذشت . کلا همیشه در مهمونیهایی که برنامهی رقص و آواز باشه ، خوش میگذره . 23 سال پیش ساعت 11 صبح به دنیا اومده بود . دیشب تولد خواهرم بود . البته بیشتر یه دور همنشینی کوچک بود تا تولد . ولی به هر حال خوب بود . [...]
زنا…!
Posted in روز نوشتهها on آوریل 25, 2008 | 1 نظر »
آقا ما یه معلم دینیای داریم .. نه از این معلماها .. از اون معلمها ..
چند روز پیش میگفتش که اگه پشت پای شما رو نامحرم ببینه مثل اینه که فلان کار رو با نامحرم کرده باشید . جلالخالق . من که کف کردم . پس یعنی الان من از صدقهسره این همه شلوار برمودا [...]
اخبار واقعی شيراز
Posted in روز نوشتهها on آوریل 15, 2008 | 2 Comments »
اینجا شيراز ، صدای نيکولو پاگانينی :
سخنگوی روابط عمومی وبلاگ نيکولو پاگانينی اعلام کرد که در پی انفجار شنبه شب در حسینیه سیدالشهدای شيراز ۵۵ نفر کشته شدند . وی با تاکید بر دروغ بودن اخبارهای صدا و سیما اعلام کرد که صدا و سیما هیچگونه صلاحیتی برای اخبارگویی و اعلام حادثه ندارد ، هنگامی [...]
زلال مثل آبمعدنی سپیدان …
Posted in روز نوشتهها on آوریل 6, 2008 | 1 نظر »
روال زندگیم گاهی بهشدت ساده میشه . انقدر ساده که بهترین سرگرمی روزانهم میشه سریال دیدن و وبلاگ خوندن و هیجانآورترین اتفاقها هم میشه کیف گشتن ناظم برای اینکه موبایل بگیرن و کمک کردن به بچههایی که موبایل دارن و از زیر کلاس در رفتن و خلاصه از اینجور مزخرفات . به نظر من یک [...]
غمکدهى تنهایی
Posted in روز نوشتهها, فلسفی on مارس 29, 2008 | 1 نظر »
حال عجیبی دارم . مثل دیوونههام . به محض اینکه کمی تنهایی گیر بیارم ، با خودم حرف میزنم و نمایش اجرا میکنم . ( هه ! )
از بچگی هر وقت فیلم میدیدم خیلی تاثیر میذاشت روم . همیشه خودم رو جای نقش اول فیلمها میذاشتم . گاهی یه آدم روشنفکر که همه رو تحت [...]









