Posted in فلسفی on می 20, 2008 | 5 Comments »
حس غریبه … یه لحظهی تند و زودگذر … مثل وقتی که مینشستی آهنگ میساختی و دوست نداشتی برای کسی بزنیشون … مثل وقتی که اشک توی چشمهات جمع شده بود و سرت رو برگردوندی تا نبینتت .. مثل اون موقعها بود که نخونده میرفتی سر جلسه و با نمرهی کامل برمیگشتی … مثل اون [...]
Read Full Post »
Posted in فلسفی on می 16, 2008 | 2 Comments »
از جملهی اون فکرايی که تا يه مدتی توی ذهنم میمونه و دستبردار هم نيست ، فکر يه اختراع درست و حسابی هست که اگه میشد چی میشد . هر روز و هر روز وقتی که بعد از ظهر میشه و آفتاب به اوج خودش میرسه ، اين فکر میياد گوشهی ذهنم میشينه و منم [...]
Read Full Post »
Posted in روز نوشتهها, فلسفی on مارس 29, 2008 | 1 نظر »
حال عجیبی دارم . مثل دیوونههام . به محض اینکه کمی تنهایی گیر بیارم ، با خودم حرف میزنم و نمایش اجرا میکنم . ( هه ! )
از بچگی هر وقت فیلم میدیدم خیلی تاثیر میذاشت روم . همیشه خودم رو جای نقش اول فیلمها میذاشتم . گاهی یه آدم روشنفکر که همه رو تحت [...]
Read Full Post »
Posted in فلسفی on مارس 25, 2008 | 2 Comments »
چند وقتیه که وسوسهی دیدنت داره دیوونم میکنه . مدتیه که آرزوهای دیگهم کمرنگ شدن و آرزوی دیدن تو پررنگ . میدونم که تو همینجا وجود داری و داری منو میبینی ولی من میخوام خود واقعیت رو ببینم . شنیدم که موسی میدیدتت . یک نفر دیگه خیلی هوس دیدن تو رو داشته . یه [...]
Read Full Post »
Posted in فلسفی on مارس 19, 2008 | No Comments »
آخرین ساعتهای 1386 است . طبق معمول حرفی برای گفتن ندارم ولی دوست ندارم این وبلاگ خاک بخوره . گرچه همین الان هم خیلی سوت و کوره و هیچ بنیبشری از اینجا رد نمیشه و لااقل یه کامنت تبلیغاتی بزاره . مهم نیست . هر وقت برمیگردم و نوشتههای گذشتهم رو میخونم لذت میبرم . [...]
Read Full Post »
Posted in فلسفی on مارس 18, 2008 | No Comments »
زندگی همهی آدمها یه نوع فیلمه ، یه نوع داستانه . بعضی از زندگیها داستانش جذابتره و همهی آدمها دربارهش نظر میدن و راجب بهش فکر میکنن . زندگی بعضی از آدمهای دیگه هم چندان تعریفی نداره . همش روزمرگیشونه . هر روز مثل دیروز . اتفاق خاصی درش نمیافته . دیالوگ جدیدی برای گفتن [...]
Read Full Post »
Posted in فلسفی on مارس 7, 2008 | No Comments »
از وبلاگ قبلیم :
زندگي مثل صفحهي شطرنج ميمونه و ما آدمها هم مثل مهرههاي اين صفحهي شطرنج ميمونيم .
بعضي از آدما مثل وزير هستند از هر طرفي كه دوست دارن ميتونن حركت كنن . فقط كافيه مهرههاي ضعيفتر راه رو براشون باز كنن و ازشون پشتيباني كنن تا اونوقت ببينيم كه چقدر ساده به پيشرفتهاي [...]
Read Full Post »
Posted in فلسفی on مارس 3, 2008 | No Comments »
همیشه آدم حرف برای گفتن نداره . مخصوصا وقتی که می خوای بنویسی . چون کل حرف هات از خاطرت بیرون می ره و بعد از مدت ها می تونی آرامشی رو که گم کرده بودی رو پیدا کنی . آرامشی که از فکر نکردن به این دنیا به دست آوردی . خیلی لذت بخشه [...]
Read Full Post »